حسن حسن زاده آملى

34

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

شئت قلت عدد تا به شمار آدم نرسد مستعد قبول اعتدال وفقى نشود لذا اولين مربع وفقى سه در سه است و همچنين عدد تا به صد و سى و شش كه عدد قول است نرسد آن را در مربعى كه اقسام هر ضلعش مساوى شمار اضلاع اربعه باشد وضع نتوان كرد و از بدايع اسرار عدد آنست كه فضل صد و سى و شش بر چهل و پنج نود و يك است كه عدد كمال و مقوم اسم شريف محمد ( ص ) است يعنى حقيقت آدمى تا در معارج ترقى بكمال محمدى نرسد مهبط نزول قول كامل كه كافل اعراب از كنه كل كما ينبغى تواند شد نتواند شد و مراد از قول كامل مصحف مجيد است كه در او اظهار كل اشياء است چنان كه كريمه لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ و نظائر آن مشعر بدانست چنان كه گفتيم اول اعداد ممكن الوضع در مربع وفقى عدلى عدد آدم است كه هم است و محبوب حق ، يحبهم و يحبونه و اصحاب ارثماطيقى گفته‌اند كه عدد تسعه بمنزله آدم است زيرا كه آحاد را با سائر اعداد نسبت ابوت است و خمسه بمنزله حوا است چه اين كه از آن مثل تولد شود زيرا هر عددى كه در آن خمسه باشد در عددى ديگر كه در وى نيز خمسه باشد ضرب گردد در حاصل ضرب نيز خمسه موجود است كريمه طه را اشاره به آدم و حوا گرفتند كه چون به نظم طبيعى از واحد تا ه كه پنج است جمع شود عدد حوا حاصل گردد ، و از واحد تا ط كه نه است عدد آدم و در علم حساب مقرر است كه هر عددى در عددى ضرب گردد مضروبين را ضلع و حاصل را مضلع گويند و دو ضلع ه و ط يعنى پنج و نه در هم ضرب شوند حاصل عدد آدم است و گفتند سر ماثور خلقت حوا من الضلع الايسر لادم اين است كه خمسه ضلع ايسر است از يسير نه از يسار راقم گويد كه در كريمه طه حوا در ايسر است ، علاوه اين كه ارقام را از يسار مرقوم مىنمايند و از يك تا نه رقمى گردد حوا در ايسر قرار گيرد كه از يك تا پنج است ، بنابراين ايسر از يسار است و يمين اقوى الجانبين است و موجود مفارق را با اضافت به طبيعت خواه به اضافت و تعلق تكميلى ، و خواه استكمالى نفس نامند ، نخستين را نفس كل و دومين را نفس جزء ، و با قطع نظر از اضافت نخستين را عقل كل و دومين را عقل جزء نامند و آدم مظهر عقل كل است و حوا مظهر نفس كل ، فالمرء اقوى من المراه ، و الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ نظر عمده در اين مضاهات تقريب ادراك وحدت در عين كثرت است چنان كه هر